فهرست بایگانی Uncategorized

Come!
as you are
as you were
as I want you to be

as a friend
as a friend
as an old enemy

Take your time!
Hurry up!
the choice is yours
Don’t be late!

Take a rest
as a friend
as an old memoria
Memoria
Memoria
Memoria

 

Well…I swear that I don’t have a gun
No… I don’t have a gun…

شده یک وقتهایی بخوای بنویسی…؟ شده روزی سه بار به خودت بگی مینویسی… روزی سه بار با یک آهنگ تا مرز مرگ پیش بری و بخوای تا تهش بری؟ شده با زندگی یکی بشی و مرگ رو بفهمی؟ شده احساست قویتر از اون کسی بشه که بهش احساس داری؟ شده آخر شب حس کنی دیگه نمیخوای بنویسی؟ شده حس کنی غم احساست بیش از اینه که با چیزی جز اشک شسته بشه؟

آتیش هست رفیق… یکی رو میخوام باهام سیگار بکشه…. سیگار داری؟

اصلا نمی‌تونه بی‌ دلیل باشه که وقت‌ی می‌خوای تایپ کنی “cold” و کی‌برد اشتباهی فارسی‌ه، می‌شه “زخمی”.

آتیش داری؟